کتابز

http://ketabzz.ir/

دانلود رمان اوتیس | هستی.غ

دانلود رمان اوتیس | هستی.غ نام کتاب: اوتیس | نویسنده: هستی.غ | ابتدای رمان: پای راستش را از روی پای چپش برداشت و از صندلی بلند شد. صدای زنی که با استرس میپرسید

دانلود رمان اوتیس | هستی.غ

📚 نام کتاب: اوتیس

📚 نویسنده: هستی.غ

📚 منبع: romankade

📚 تعداد صفحات: 531


📚 خلاصه: ندارد


📖 ابتدای رمان:

پای راستش را از روی پای چپش برداشت و از صندلی بلند شد. صدای زنی که با استرس میپرسید
– کی اونجاست؟ علی تویی؟!…اصلا وقت خوبی برای شوخی نیستا! من خیلی خستم!
با قدم‌های بی صدا به طرف در اتاق خواب رفت. دستگیره‌ی در بالا و پایین شد و زن در چارچوب نمایان شد. لباس مشکی‌اش، او را در تاریکی اتاق پنهان میکرد. زن دستش را روی کلید برق گذاشت و به محض روشن کردن، با دیدن مرد بلند قدی که با لباس مشکی، مقابلش ایستاده بود، خواست جیغ بکشد؛ اما مرد دیگری که پشت در ایستاده بود، دستمال آغشته به الکل را روی بینی و دهان زن گذاشت. مرد مقابلش، انگشت اشاره‌اش را، که زیر دستکش چرم مشکی‌اش پنهان کرده بود، به نشانه‌ی سکوت روی بینی‌اش گذاشت و هیس کرد! زن چشمانش خمار شد و کم‌کم رو به بیهوشی رفت! وقتی کاملا بیهوش شد، مردی که از پشت الکل را جلوی دهانش گرفته بود، او را ب*غل کرد و آرام روی زمین گذاشت...